گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
                       جز دوست نخواهم کرد، از دوست تمنایی

۸ مرداد امسال رو هيچ وقت فراموش نمی کنم. بالاخره يکی از آرزوهام که رفتن به کنسرت شجريان بود برآورده شد اونم اونقدر غير مترقبه. فکر کنيد ساعت ۵/۶ زنگ بزنن و بگن ساعت ۵/۸ بيا کنسرت. از خوشحالی داشتم سکته می کردم. تمام اون شب رو فضا بودم. حال داد اساسی. خدايا خيلی مرسی...

*****************

تمام اين هفته ذهنم درگير بود. همش داشتم به اين ماجرائه فکر می کردم. يه جايی خوندم وقتی تو زندگی احساس سردرگمی می کنی حتما داری يه چيز جديد ياد ميگيری. همه اين هفته از خودم می پرسيدم چه چيز جديدی قراره ياد بگيرم؟ حالا هم که ماجرا تموم شده هنوز نفهميدم چی بايد ياد می گرفتم. ولی بالاخره می فهمم. اين يه چيزو ديگه خوب می دونم.ولی واقعا نفس گير بودا. يه جورايی خوشحالم تموم شد.

*****************

امشب يهو يه غم سنگين تو دلم احساس کردم. نمی دونم از کجا اومد ولی يکدفعه اومد و نشست. چرا؟؟!!

/ 1 نظر / 3 بازدید
علی احمدی

بهترین موزیک های ترنس و پاپ جهان در www.trancepopmusic.persianblog.ir