برای تو

 

تو شبستون چشات

پایین پله های پلکت

مچ مهتابو می گیرم

اون دمی که گرگ و میشه

با یه گله شقایق

پیش پای تو می میرم

من شبو به خاطراتم

وصله می کنم   می دوزم

من به هر رعد نگاهت

گر می گیرم و می سوزم

اگه روزا خواسته باشی

شبو تا تهش می نوشم

می زنم به آب وآتیش

با خود خورشید می جوشم

زخم خورشیدی تن رو

با شب وشبنم می بندم

اگه مقتول تو باشم

دم جون دادن می خندم

تو با این نگاه یاغی

قرق سینه مایی

فاتح قلعه رویا

کی به فتح ما می آیی؟

 

 

پ.ن: هر کسی دلش خواست می تونه مخاطب این شعر باشه...

 

/ 4 نظر / 2 بازدید

شما که تپه فتح نشده نداری ! اينکه هر کسی می‌تونه مخاطب اينا باشه نشون می‌ده کار و کاسبيت سکه‌است !

جودي

من عاشقه اين شعره ام با صداي محمد صالح علا که توي راديو مي خوند شبکه ي پيام شنبه شبها اگه اشتباه نکنم..

ر.م

عزيزم امشب يه سری بهت زدم خواستم بگم که هواتو دارم

ر.م

سلام به همگی برای اينکه همه جوگير نشن خواستم بگم مخاطب منم حالتون جااومد حالا برين غاز بچرونين ياعلی!