دلم ميخواد يه سيب بخورم، قرمزه قرمز... هميشه سيب قرمز و دوست داشتم . نميدونم انگار يه حس خوبی به آدم ميده . مثل توی ادبيات که هم سنبل دوستيه هم سنبل گناه. اين دوگانگی رو دوست دارم . آدمو ياد خودمون ميندازه. هم فرشته ايم هم ابليس. شايدم قرار بوده هيچ کدوم اينا نباشيم. قرار بوده انسان باشيم. حالا چی از آب دراومديم خدا ميدونه.

به خدا: ميبينم که اون بالا نشستی و هر هر به ريش ما ميخندی. شايدم تو کار خودت حيرون موندی که چی آفريدی. خلاصش که خوب ما رو گذاشتی سر کار،ايوول ...

*************

نميدونم اين چه سمپاتيه خاصی که نسبت به اين آلبوم جديد بيژن مرتضوی پيدا کردم. قبلا چشم نداشتم ببينمش چه برسه به اينکه روزی چند بار آهنگاشو گوش بدم. ولی اين البومه انگار پر از انرژيه. مخصوصا اون موزيک خاليش که دف هم داره. خيلی دوسش دارم.

*************

اين سيستم من هم که نميدونم اسمش چيه خيلی جالبه. يه خروار کار دارم و شروع نميکنم به انجامش .هی به اين فکر ميکنم که وای يه عالمه کار دارم و غصه ميخورم. عذاب وجدان تا خرخرم مياد ولی بازم انگار نه انگار...

آهان يافتم، اسمش فراخيه.04.gif

کاش يه قرصی، دارويی ،چيزی برای اين مرض هم بود.

*************

از وقتی جمعه ها ميرم کلاس، دلم برای طبيعت خيلی تنگ شده. يادش به خير ،آخرين بار که رفتيم کوه. چه حالی داد. نميدونم بگم خوب بود يا بد، ولی مثل يه خاطره تو ذهنم قاب شده. شايدم بعضی موقع ها بشه باهاش لاس زد. الان هوا حال ميده برا قليون کشيدن. به به، با تنباکوی نعناع که حسابی دهنتو خنک کنه.

ولی بيشتر دلم برای پاييز تنگ شده. دوست ندارم برم جايی که ديگه از برگای نارنجی با تناليته های مختلف خبری نيست. چه زود تموم شدی...

پاييز جونم! خيلی سخته که بايد يک سال منتظر باشم تا دوباره ببينمت. کاش هيچ وقت نميرفتی.

************

به نظر من مزخرفترين چيز تو اين دنيا اينه که مجبور باشی شب جمعه تو خونه باشی . نه کسی باشه که تو ولگردی همراهيت کنه ، خودتم که حال پياده گز کردن و با تاکسی اين ور اون ور رفتن نداشته باشی. اونوقت بايد بشينی و اراجيف ببافی و وقت مردمو بگيری.

خجالت نميکشی؟ دختريه خيره سر!!!!!!!!!!!!!15.gif

***********

داغ دلم تازه ميشه

...

/ 8 نظر / 3 بازدید
...

ای بابا اراجيف گفتن هم حالی داره.... يک چيزی درباره ان چند خط اول که نوشته بودی درباره خدا و اينها ... يک بار هم تصور بکن که خدا نيست اون موقع کمی فکر کن...........

darya

سر جدت داروی فراخی رو پيدا کردی ما رو هم ...درياب

هيچ كس

سلام .وبلاگت قشنگه .ساده و صميمي .

darya

الاغ با کدوم طناب ؟ همونی که اول شلواره بابام بهش وصل بود بعد شد واسه کلاه آبی ام ؟ ه ه ه لو لو لو

darya

ادرسم اشتباه بود ديدی جفتمون گيجيم

شاهد غروي

عشق و تنها عشق تو را به گرمی يک سيب می‌کند مانوس

GHJHG

ُِأّ»ةآأGKJH