گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


از هر دری سخنی

حرف زياد داشتم برای پست قبل. چرا ادامه ندادمش؟ چرا نگفتم اگر جواد نبود در آن شب بارانی که همراهيم کند در قدم زدن زير بارانی که شرشر می باريد چه بر من می گذشت آن شب؟ چرا نگفتم چقدر حال کرديم با صدای مامک که می خواند:

بارون بارونه زمينا تر ميشه

گل نسا جونم کارا بهتر ميشه

چرا نگفتم داستان آن مردی را که جواد گفت داشت حوالی ميدان فردوسی راه ميرفت و تف می انداخت به زمين و به ترکی می گفت تف به اين دنيا. چرا نگفتم جواد می خواسته به او پيشنهاد دهد که دست دور گردنش بياندازد، با هم قدم بزنند و او تف بياندازد و جواد بگويد تف به اين دنيا يا بالعکس.

چرا نگفتم آن لحظه که جواد گفت: يه چيزو می دونی؟ امشب دلم می خواد تا صبح تو خيابون زير بارون راه برم، هيچ چيز ديگه ای از خدا نمی خواستم مگر همان که او گفته بود.

چرا نگفتم...

***************

با صد هزار مردم تنهايی

         بی صد هزار مردم تنها تر

***************

چند وقته عجيب دلم شراب می خواد. يه شراب سرخ. دلم نمی خواد تو يه مهمونی بزن و برقص بخورم يا يه همچين جايی. دلم می خواد با يه جمعی از دوستام نشسته باشيم، دو تا شمع روشن باشه با يه کور سوی نور، راجع به يه فيلم خوب يا يه داستان کوتاه خوب حرف بزنيم و به سلامتی همه چيزهای خوب دنيا بنوشيم.

چقدر دلم شراب می خواد...

***************

من از کلمه همشيره بدم مياد. از آبجی بيشتر. مگه خواهر چشه؟

***************

من رو ميز کارم يه فلدر دارم به اسم پندينگ ايشوز. هر کاری که حوصله انجام دادنش رو ندارم می ذارم اونجا. يه همکار داشتم که می گفت از نظر روانی از هر کاری بدت مياد دوست نداری انجامش بدی. بعد ميذاريش تو اين فلدر و انجامش رو به تعويق ميندازی.

من تو ذهنمم يه فلدر دارم به اسم پندينگ ايشوز. هر کاری که فعلن وقت انجامش رو ندارم گذاشتم اونجا. ولی اينا کارايی هستن که عاشقانه دوسشون دارم و انجامشون نمی دم.

چرا؟؟؟!!!!

***************

يعنی من اين دخترو با دنيا عوض نمی کنم. يعنی اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند من بازم می گم رابعه. نه خورشيد می خوام نه ماه. يعنی بعد از اين همه جاهای عجيب، از رستورانهای گرون قيمت گرفته تا جگرکی روبرو عصر جديد، اون روز که با هم رفتيم اون کافه کر و کثيف که گوش تا گوش مردها وايساده بودن و خوراک لوبيا و ماکارونی خورديم يه حال ديگه ای داد. بابا خراب مرام و معرفت و همراهيتيم رفيق...

راستی روياهای دريايی اين دخترک رو هم از دست نديد. حال می ده اساسی.

 


میم