گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


 

دلم گرفته. دلم عجيب گرفته. اين روزا خدا داره تو گرفتن حال من سنگ تموم می ذاره. خستم. خيلی خستم. دلم می خواد برم يه جای دور. گم شم. تنها باشم. فقط من و خدايی که نمی دونم چه خوابی برام ديده. هر چند که اين تنهاييه هميشه با منه ولی دلم يه ريزه آرامش می خواد. کاش يکی بود برام می خوند:

ای مه من، ای بت چين، ای صنم

و من عاشقش می شدم...


میم