گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


 

 

شيکانتازا 

چقدر ولگردی کيف داره، چقدر وقتی مجبور نيستی شب جمعه بشينی تو خونه و ميون در و ديوار اتاقت کپک بزنی کيف داره، يه خروار دختر و پسر  رو هم رو هم بريزن تو يه ماشين چقدر کيف داره، چقدر بلند بلند با سياوش قميشی خوندن کيف داره، چقدر کيف داره به هوای تجربه غذا خوردن تو يه رستوران جديد نصف تهران رو بگردی و بعد بيای بغل خونتون غذا بخوری، ولی خودمونيما، يه جای خالی بزرگ آدم يه گوشه قلبش داشته باشه اصلا کيف نداره.

************

خيلی دوست داشتم يه چيزايی رو اينجا برای يه نفر می نوشتم ،ولی نميتونم.اگه بنويسم يه جورايی خودمو لو دادم.شايد هيچ وقته هيچ وقت اينا رو نبينه ولی من حتی نميخوام پيش خودمم خودمو لو بدم. چند ماهه که گذشته، ديگه بايد فراموشش کنم. فقط اگه اون لحظه رو يادم ميرفت. مگه فراموشی يه لحظه چقدر وقت ميبره؟ فقط ...

************

يادم تو را فراموش...

 


میم