گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


 

 

ميدونی چيه؟ اول ميخوام نگات کنم.خيلی.انقدر که همه پستی بلندی و لک و پيستو ببينم. ببينم کجاتو کرم خورده، کجات گنديده، کجات آدمو به هوس ميندازه، هووووم.بعد ميخوام کلی بهت فکر کنم. به اينکه خوشمزه ای يا بدمزه، تلخی يا شيرين، شايدم شور باشی يا بی نمک.شايدم حال آدم از خوردنت به هم بخوره، بعيدم نيست شاهتم کلی کيف کنه. بعد ميخوام خوب بشورمت، انقدر که تميز تميز بشی، پاکه پاک. وقتی همه لک و پيست رفت، انقدر تميز شدی که برق زدی، اونوقت بهت زل ميزنم، لحظه ها ، ساعتها، روزها، ماهها، سالها و... انقدر نگات ميکنم که نگام پر شه از تو، فقط تو فقط تو، اونوقته که چشام پر ميشه از ريتم حضورت، ديگه مهم نيست چه جوری باشی،مهم اينکه من هستم و ... زندگی! ميخوام يه گاز کنده و آبدار ازت بگيرم. حاضری عزيزم؟

**************

بالاخره اين ترجمه هه تموم شد، شاخ غولو شکستمآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

**************

اينم خيلی جالبه ها، با کلی حيله و نيرنگ و پاچه خواری و خواهش و تمنا و ديگه التماس و ... آدرس وبلاگمو ميگيره، بعد محض رضای خدا يه بار هم به اينجا سر نميزنه.

فکر کنم ما تو زندگی خيلی وقتا اينجوری رفتار ميکنيم، فقط خودمونو ميکشيم که به يه چيزی برسيم بعدش ...

*************

راستی! ايشون بالاخره آپديت کردند. من که خيلی دوسش دارم. نوشته هاشو ميگممممممممممممما!!!!!!!!!!!!!

اعتراف: من بلد نيستم چجوری لينک ميدن وگرنه دوست داشتم اسم خيلی ها اينجا می بود . اونايی که خيلی دوسشون دارم. خلاصه که بی سوادی ما رو ميبخشيد. همين به قول دريا هايلايت کردنم ،خودش بهم ياد داده، جوجوماکارونی جونم!  مرسی هوارتا دلمم برات کلی تنگ شده ،از جمعه تا حالا نديدمت.


میم