گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


 

امروز يه ديوونه خوشحال و سر حال بودم. صبح ساعت ۱۲ از خواب بيدار شدم ، ۱۲:۳۰ سر کلاس موسيقی بودم. کلی که اونجا حال داد. يه استاد دارم که با دنيا عوضش نميکنم. خالق لحظه های زيبای زندگيمه.

بايد تو زندگی به چيزای کوچيک دل بست و با اونا زندگی کرد. چيزهای بزرگ زندگی تو هميشه آدمهای ديگه داغون می کنن. اينو استادم ميگه. راستم ميگه. لااقل من که باهاش موافقم و مدتهاست دارم اينطوری زندگی می کنم. 

امروز بارون ديوونم کرد. دلم ميخواست ساعتها زيرش راه برم. بعد از کلاس با دريا رفتيم فيلم شبهای روشن. تو راه از خوردن يه لبوی داغ به قدری به وجد اومدم که هر کی ميديد فکر ميکرد اولين بار تو زندگيمه که دارم لبو ميخورم. قبل از سينما يه چيزبرگر داغ داغ وبعد يه فيلم...... انقدر از ديدنش به وجد اومده بودم که ميخواستم از سر شوق تو سينما فرياد بزنم. نميدونم چرا حس داستان با حال و هوام انقدر نزديک بود. يه لحظه به خودم گفتم که ای کاش اين فيلم و با کسی ميديدم که دوسش داشتم .کاش الان کنارم بود و دستامو محکم تو دستش گرفته بود. بعد يکدفعه حالم بد شد چون به خودم گفتم اگرم بود همش بايد ترس از دست دادنش رو ميداشتم.( کابوس رفتنت بگو ،از لحظه های من بره.......) تو اون صحنه که اون دو نفر تو کوچه منتظر مونده بودن يه لحظه تصور کردم که ای کاش تو همون کوچه بودم و يکدفعه ميدوييدم و بهت ميگفتم: اگه منو گرفتی؟بعد ميدوييم ، ولی نه اونقدر تند که نتونی منو بگيری. بعد تو ميدوييدی و ميرسيدی به من و  از پشت بازوهاتو مينداختی دور گردنم ،انقدر سفت که خفه شم. منم که از ذوق ميمردم.

تو راه برگشت ،تو کوچه بلند زدم زير آواز و خودمو تکون دادم.مهم نبود که مردم فکر کنن ديونم. به هر حال من يه ديوونه خوشحال بودم. با تجربه همين چيزهای کوچيک از خوشحالی تو پوست خودم نميگنجيدم.

دلم ميخواد اين فيلم و هزار بار ديگه ببينم.

*************

وقتی شروع به نوشتن ميکنم خواهرم به مسخره ميگويد: امروز چه رنگی بودی؟ واز ته دل ميخندد. من هم از ته دل ميخندم و در دلم ميگويم. آبی، آبی آبی.........

*************

هميشه فکر ميکردم بهار يعنی آغاز، يعنی نو شدن، تولد دوباره ....... ولی سالهاست که اينها را در پاييز تجربه ميکنم. پاييز زيباترين فصل سال(از نظر بنده) بهار دوست داشتنی منه.

************

خدا جونم! خيلی مرسی به خاطر اين همه چيزهای قشنگ تو زندگيم. مهم نيست که موبايلم سال تا سال زنگ نميزنه يا انتظاره تلفن کسی رو نميکشم. تو که هستی و اين همه آدم خوب که هر کدوم يه دنيا مهربونين.

خوشحالم که هنوز کسی منو از من نگرفته.

بازم مرسی که اين همه دوسم داری

خيلی مرسی.

************

از دريا جونم هم ممنونم که بهم اينترنت داد تا اين پستو بفرستم.


میم