گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


 

تا حالا شده از خوندن نوشته های خودتون پقی بزنيد زير گريه؟

اومدم وبو باز کردم تا نظرها رو بخونم.بعد شروع کردم به خوندن متن ديشب و نظراتش،بعد يهو انقدر دلم گرفت که زدم زير گريه. بعد از مدتها. دريا خيلی وقت بود به مرض تو دچار شده بودم. حتی ديگه گريه هم نميتونستم بکنم. ولی امروز بلاخره ترکيد.يه بغض بزرگ.مدتها انتظارشو کشيده بودم.

**************

ميبينی قور قوری،  اومده بودم تو رو دلداری بدم ،خودم خول و چل شدم.

ولی بازم ميکم ...قورباغه ها هميشه بايد نيششون باز باشه ،اونم تا بناگوش.

**************

دريا جونم مرسی.منم خيلی دوست دارم.قد همه آبی های دنيا

**************

کاش ميفهميدم اين طرز رفتارت يعنی چی.نه به اين نه به اون

کاشکی بدونی من ديگه ظرفيتم تکميل شده. ديگه طاقت ندارم از تو هم رفتاری مثل بقيه ببينم(هر چند که تو هم دقيقا عين بقيه ای،فقط من زيادی احمقم.)

جناب ستگبر،ژاانه مققققققققققققققق.

يوندرستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

**************

اگه هنوز ميشه اسمتون انسان گذاشت،به شرافت اين اسم دست از سرم برداريد.باهمتونم.

پپپپپپپپپپپپييييييييييييلللللللللللييييييييييييييززززززززززززززززززززززز

 


میم