گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


روز نو، راز نو

 

 

دارم فکر می کنم به دیروز، به روز قبلش، به سالی که داره می گذره، به سالی که گذشته و به سالهای قبل ترش حتی. می بینم تمام زندگیم پره از لحظه هایی که گذشته و دیگه تکرار نشده. شاید برای ایجاد دوباره ی یه لحظه هایی خیلی تلاش کردم تو زندگی بس که دوستشون داشتم ولی اون لحظه هه هیچ وقت تکرار نشده. ممکن بوده مثلش شده باشه ها ولی خودش نبوده. دارم فکر می کنم حیفه این لحظه های تکرار نشدیه زندگیه که همینطور از دست بره و حواست بهشون نباشه. می خوام تو سال جدید یه عالمه لحظه بسازم برای خودم. انقدر ناب که افسوس تکرارشدنش رو نداشته باشم . هیچوقت. آره می خوام سال جدیدمو اینطوری شروع کنم. فکر کنم این بزرگترین تصمیمه برای شروع یه سال جدید. عوض شدن سال رو دوست دارم. بهانه خوبیه گاهی برای تغییرات و تصمیمات جدید تو زندگی. عوض شدن سال انگار یه فرصتی میده به آدم برای مرور خودش و زندگیش. این فرصتو نباید از دست داد چون خیلی وقتا تو این زندگی ما خودمونو از یاد می بریم و این هیچ خوب نیست.

 

نو شدن سال مبارک. میدونم که هیچ چیز عجیب غریبی قرار نیست اتفاق بیفته. اون فانتزیه فقط به درد دوران کودکی میخوره. آدم وقتی بزرگ میشه میفهمه همه زندگی همین لحظه هاست که اگه یادش بگیری، که اگه بلدش بشی دیگه نیازی نداری تو زندگیت منتظر اتفاق باشی. یه اتفاق عجیب غریب...

 

برای هممون یه عالمه لحظه آرزو می کنم پر از شادی، سلامتی و آرامش. امیدوارم به هم کمک کنیم که کلی لحظه های ناب بسازیم. برای هم و با هم.

 

 

 


میم