گفت آنچه يافت می نشودآنم آرزوست


être une femme sur la terre

 

کلمات گاهی می آید می نشیند گوشه قلبت، ولو میشود و همه وجودت را پر می کند، همه گیر می شود، قدرتنمایی می کند، رسوب می کند به درونت و تو می شود. زندگی میکنی با این کلمات. مگر می توان غافل شد از کلماتی که شنیده ای درست زمانی که باید.

 کلمات گاهی آوار می شود روی سرت. می خراشد، خوردت می کند، بلای جانت می شود، ذره ذره وجودت را می خورد و فرار ممکن نیست...

********************

فانتری می دونی چیه؟

نمی دونی که

نمی دونی که...

********************

 say goodbye to it all

 

 


میم